سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۲

روایت دکتر خانیکی از رسانه، سرطان و راه عبور از اختلال ارتباطی؛

در عصر ارتباط، گمشده خود ارتباطات است

دکتر خانیکی

در روزگاری که خبر، پیام و اطلاعات بیش از همیشه در دسترس‌اند، شاید عجیب به نظر برسد که «گمشده خود ارتباطات» باشد؛ اما دکتر هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست با خبرنگاران دانشجویی مفدا، از همین تناقض عجیب آغاز کرد؛ از تجربه شخصی همنشینی با سرطان و گفت‌وگو با پزشکانی که با وجود تخصص و ارتباط نزدیک با یکدیگر، با هم گفت‌وگو نمی‌کردند، تا رسیدن به این پرسش که رسانه در عصر انبوه اطلاعات چگونه می‌تواند دوباره انسان‌ها را به گفت‌وگو، اعتماد و فهم متقابل نزدیک کند.

به گزارش مفدا مشهد، «در عصر ارتباط، گمشده خود ارتباطات است»؛ شاید این جمله دکتر هادی خانیکی، استاد تمام علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، بهترین توصیف از محور اصلی سخنان او در نشست با خبرنگاران دانشجویی مفدا باشد؛ نشستی که در آن، تجربه شخصی چهار، پنج‌ساله او از مواجهه و همنشینی با سرطان، بهانه‌ای شد برای سخن گفتن از مسئله‌ای فراتر از بیماری؛ مسئله‌ای که به باور او در بسیاری از عرصه‌های زندگی اجتماعی و به‌ویژه نظام سلامت، خود را در قالب «اختلال ارتباطی» نشان می‌دهد.

خانیکی در این نشست که با حضور جمعی از خبرنگاران دانشجویی مفدا از دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور در ساختمان وزارت بهداشت برگزار شد، رسانه را صرفاً ابزار انتقال خبر ندانست و بر ضرورت حرکت از خبرهای مکانیکی به روایت‌های انسانی، توجه به رنج‌های اجتماعی، ترجمه زبان تخصصی برای مخاطب عمومی، مقابله با شبه‌علم و تبدیل رسانه به فضایی برای گفت‌وگو تأکید کرد.

او در ابتدای سخنانش با اشاره به فضای صمیمی جمع خبرنگاران دانشجویی گفت: «دوست داشتم و دارم در این جمع‌ها شنونده باشم» و تأکید کرد که گفت‌وگو را می‌توان فراتر از قالب رسمی پرسش و پاسخ دنبال کرد.

یکی از بخش‌های متفاوت سخنان خانیکی، روایت او از تجربه مواجهه با سرطان بود؛ تجربه‌ای که آن را در کتاب «همنشینی با سرطان» نیز روایت کرده است. او با اشاره به این دوره از زندگی خود گفت این کتاب را به دانشجویان علوم پزشکی تقدیم می‌کند و از آنان خواست درباره تجربه‌ای که در آن تلاش کرده با بیماری وارد گفت‌وگو شود، گفت‌وگو کنند.

خانیکی در روایت خود از نخستین مواجهه با تشخیص بیماری، به جمله‌ای از پزشک معالجش اشاره کرد که به گفته او نقطه‌ای تعیین‌کننده در این مسیر بود: «تا الان از هر چهار بیماری که مثل تو بود، سه نفر از دنیا می‌رفتند و یکی می‌ماند. انتخاب دست خودت که می‌خواهی یک نفر باشی یا آن سه نفر.»

اما آنچه این تجربه شخصی را به بحث رسانه و ارتباطات پیوند می‌زد، صرفاً مواجهه با بیماری نبود. خانیکی از سه پزشک متخصصی گفت که هر سه با یکدیگر دوست بودند، اما با هم گفت‌وگو نمی‌کردند و او به‌عنوان بیمار، ناچار بود پیام هر یک را به دیگری منتقل کند. به گفته او، بخش زیادی از صحبت‌های تخصصی پزشکان نیز برایش قابل فهم و ماندگار نبود و در نهایت، از آنچه میان متخصصان گفته می‌شد، تنها «بود و نبود» برخی مسائل را می‌توانست دریابد.

او این تجربه را نمونه‌ای از همان «گمشده ارتباطی» دانست و گفت: «هم جراح، هم انکولوژیست و هم متخصص گوارش، هر سه دوست بودند اما با هم گفت‌وگو نمی‌کردند.» از نگاه او، مسئله ارتباط تنها دسترسی به اطلاعات نیست؛ ممکن است خبر، منبع و مخاطب همگی در دسترس باشند، اما ارتباط واقعی شکل نگیرد.

خانیکی برای توضیح این وضعیت، به تمثیلی از «فرغون» اشاره کرد؛ روایتی که در آن افراد آن‌قدر بر محتویات فرغون تمرکز کرده بودند که متوجه نشده بودند خود فرغون چیزی است که در حال خروج از کشور است. او این تمثیل را به وضعیت ارتباطات تعمیم داد و گفت در عصر ارتباط، ممکن است آن‌قدر درگیر خبر، ابزار، مخاطب و منابع ارتباطی شویم که خود «ارتباط» را فراموش کنیم.

از همین نقطه، سخنان خانیکی به نقش رسانه و خبرنگاران دانشجویی رسید. او رسانه را «سازوکار و ابزاری برای انتقال ارتباطات» دانست و گفت مسائل ارتباطی را نباید صرفاً به ابزارها و فناوری‌ها فروکاست؛ چراکه جامعه امروز با نوعی اختلال ارتباطی مواجه است و در بسیاری موارد، مبانی و مهارت‌های گفت‌وگو را نمی‌شناسد.

خانیکی نخستین راه عبور از این وضعیت را حرکت از «خبرگزاری مکانیکی» به سمت «روایت» دانست. به باور او، انسان موجودی قصه‌گوست و رسانه باید اخبار را به روایت‌هایی انسانی از تجربه، فرصت، کمبود، فهم و شادی تبدیل کند؛ به گونه‌ای که مخاطب در میان روایت‌ها خودش را ببیند، نه اینکه صرفاً با انبوهی از اعداد و اطلاعات مواجه شود.

او در ادامه بر ضرورت وفاداری رسانه به «زندگی زیسته» تأکید کرد و گفت پیام رسانه باید با واقعیت اجتماعی و اقتصادی مخاطب همخوان باشد. از نگاه او، تفاوت نسل‌ها و فاصله میان دانشجو، کارشناس، مدیر و مسئول می‌تواند به اختلال ارتباطی منجر شود و رسانه می‌تواند یکی از فضاهایی باشد که این دنیاهای متفاوت را به یکدیگر نزدیک می‌کند.

توجه به رنج اجتماعی، توصیه مهم دیگر خانیکی بود. او از خبرنگاران خواست نگاه خود را از «زیر میکروسکوپ» فراتر ببرند و در کنار پرداختن به بیماری، درمان و اعداد و ارقام، به بسترهای اجتماعی مؤثر بر سلامت مانند فقر، حاشیه‌نشینی و استرس اجتماعی نیز توجه کنند. به گفته او، رسانه حوزه سلامت نباید فقط بهبود و نتیجه درمان را ببیند؛ بلکه باید بستر شکل‌گیری رنج‌ها را نیز روایت کند.

در عصر ارتباط، گمشده خود ارتباطات است

او همچنین خبرنگاران را به ایفای نقش «مترجم زبان سرد نخبگانی به زبان گرم» فراخواند؛ نقشی که در رسانه‌های حوزه سلامت اهمیتی دوچندان دارد. خانیکی معتقد بود زبان تخصصی پزشکان و متخصصان برای بسیاری از مردم دشوار است و خبرنگار باید بتواند مفاهیم پیچیده را بدون تحریف، به زبانی قابل فهم و انسانی برای مخاطب منتقل کند.

در بخش دیگری از سخنانش، خانیکی نسبت به هراس‌آفرینی در رسانه هشدار داد و با اشاره به اضطراب موجود در جامعه گفت: «به اندازه کافی جامعه مضطرب است.» از نگاه او، رسانه سلامت باید ضمن اطلاع‌رسانی دقیق درباره خطرها و بیماری‌ها، آگاهی‌ای ارائه کند که به جای تشدید ترس، به مخاطب امکان فهم و تصمیم‌گیری آگاهانه بدهد.

راهکار دیگری که او بر آن تأکید کرد، حرکت به سمت روزنامه‌نگاری راه‌حل‌گرا بود. خانیکی از خبرنگاران خواست در کنار طرح شجاعانه مشکلات، به دنبال راه‌حل باشند، از مسئولان و نهادها مطالبه‌گری کنند و به افزایش تاب‌آوری افراد و جامعه کمک کنند.

او همچنین رسانه را یکی از مهم‌ترین لنگرگاه‌های اعتماد در برابر گسترش شبه‌علم و اطلاعات جعلی دانست و تأکید کرد پایگاه‌های خبری حوزه سلامت باید بتوانند پادزهری برای اطلاعات نادرست باشند. خانیکی در این بخش، از تجربه شخصی خود در دوره بیماری نیز گفت و توضیح داد که در مواجهه با سرطان، به جای جست‌وجوی گسترده اطلاعات پزشکی، به پزشکان اعتماد کرده و تلاش کرده است تصمیم‌های درمانی را بر اساس نظر متخصصان دنبال کند.

از نگاه این استاد علوم ارتباطات، مخاطب امروز دیگر دریافت‌کننده‌ای منفعل نیست؛ او با دانش، تجربه و پیش‌فرض‌های خودش وارد رسانه می‌شود. بنابراین رسانه باید به مخاطب «عاملیت و قدرت تحلیل» بدهد و محتوایی تولید کند که امکان گفت‌وگو با او را فراهم آورد.

خانیکی حتی تیتر، عکس و گرافیک را بخشی از «زبان بدن» رسانه دانست و تأکید کرد همان‌طور که در ارتباط پزشک و بیمار، نگاه و لحن پزشک اهمیت دارد، عناصر غیرکلامی در رسانه نیز پیام منتقل می‌کنند. از این منظر، انتخاب عکس و تیتر خشن یا آزاردهنده می‌تواند بخشی از ارتباط رسانه با مخاطب را مخدوش کند و فرم رسانه‌ای نیز باید تا حد امکان «تسلی‌بخش» باشد.

او در نهایت از خبرنگاران دانشجویی خواست رسانه را از یک «تابلو اعلانات یک‌طرفه» به فضایی برای خلق معنا و گفت‌وگو تبدیل کنند؛ فضایی که در آن بیمار، دانشجو و هر مخاطب دیگری بتواند تجربه، رنج و مسئله خود را بیان کند و احساس کند صدایش شنیده می‌شود.

خانیکی در پایان سخنانش، با اشاره به نقش خبرنگاران دانشجویی مفدا گفت: «شما کار بزرگی می‌کنید چون در زمانه اختلال ارتباطی می‌خواهید یک قدم این اختلال را کاهش دهید» و مهم‌ترین توصیه خود را نه در قدرت سخن گفتن، بلکه در توانایی شنیدن خلاصه کرد: «طبیعتاً باید توانایی ارتباطی خودتان را بالا ببرید؛ یعنی قدرت شنیدن را بالا ببرید، نه صرفاً سخن گفتن!»

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.